بنتسو دالساندريا
بنتسو دالساندريا1 (متوفا حدود 1335).
بنتسو كُنا، در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم در آلساندرياي پيدمُنت در خانوادهاي اهل پيكاردي زاده شد. نميدانيم در كجا تحصيل كرد، ولي احتمالاً در بولونيا بوده است، چون ديپلم دفترداري دريافت كرده بود. او در سال 1311 و پيش از آن در ميلان كار ميكرد؛ از سال1325تا 1335 در ورونا در دفترخانهٴ اسكاليگري بود. در سال 1335 يا پس از آن در همان شهر وفات يافت.
او از منشياني بود كه انسانگرايي را با وظايف شغلي خودش تلفيق كرد و براثر سفرهاي زيادي كه در آخرين دههٴ سدهٴ سيزدهم انجام داده بود، بهخوبي براي اين كار آماده شد. اينها سفرهاي باستانشناسي واقعي و در نوع خود اولين بودند. او از كتابخانهها ديدار ميكرد، كتيبهها و نسخههاي خطي را مورد بررسي قرار ميداد، رونوشت و يادداشت برميداشت. مثلاً برخي نسخههاي خطي معروف كليساي جامع ورونا و كتبيههاي امپراتوران راتوصيف كرده است. در واقع، بنتسو در اواخر سدهٴ سيزدهم و اوايل سدهٴ چهاردهم همان كاري را كرد كه همشهري ديگرش جورجو مرولا (1424 ـ 1494)، بار ديگر در سالهاي 1488 ـ 1493 انجام داد و آن هنگامي بود كه او در جستوجوي اسناد مورد نياز براي نوشتن تاريخش، در كتابخانهها و بايگانيهاي ايتاليا به كنكاش پرداخت. بنتسو از نخستين مورخان لومباردي بود و رسالهٴ كوچكي راجع به شهر ميلان نوشت. گرايشهاي انسانگرايياش او را به صورت خلاقترين پيشگام ايتاليايي پترارك و در شمار مرداني چون جوواني اوريسپا و پوگو (كه هر دو در سال1459وفات يافتند) در آورد.
هنگامي كه او كاتب اسقف كنو بود، دايرةالمعارفي ادبي نوشت بهنام تاريخ حكماي متوفا و در قيد حيات در سه بخش. تنها بخش اول آن بهدست ما رسيده است كه در فاصلهٴ سالهاي1312 ـ 1322 تدوينشده. اين كتاب از لحاظ ادبي ارزش بيشتري دارد تا علمي و بنابراين، مآخذ فراوان كلاسيك و قرون وسطايي آن را ذكر نميكنيم. سرمشق اصلي بنتسو
آيينهٴ تاريخ ونسان دو بووه بوده، ولي بيش از او اهل نقد وتحقيق بوده است. توجه خاصي به اوسونيوس (چهارم ـ 2) داشته است.
كـولا دي ريِـنتسـو
تريبون2 رمي در سال 1347، در سال 1354 كشته شد.